عنصر المعالي كيكاووس بن اسكندر بن قابوس بن وشمگير بن زيار
35
قابوس نامه ( فارسى )
جستن « 1 » برترى جستن « 2 » باشد بر همسران و مانندان خويش « 2 » و دست بازداشتن از فضل و هنر نشان خرسندى ( 23 پ ) بود بر فرومايگان « 3 » و آموختن هنر و تن را ماليده داشتن از كاهلى سخت سودمندست كه گفتهاند : كاهلى فساد تن بود و اگر تن ترا فرمان بردارى نه كند نگر تا ستوه « 4 » نشوى ازيرا كه تنت « 5 » از كاهلى و دوستى آسايش ترا فرمان نبرد از انكه تن ما را تحرك طبيعى نيست و هر حركتى كه تن كند بفرمان كند نه بمراد ، كه هرگز تا نخواهى و نفرمايى تن ترا آرزوى كار كردن نه باشد پس تو بستم « 6 » تن خويش را فرمان بردار گردان و بقهر او را بطاعت آور كه هر كه تن خويش را مطيع خويش نتواند گردانيد « 7 » ويرا از هنر بهره نباشد « 7 » و چون تن خويش [ را فرمان بردار خويش ] « 8 » كردى بآموختن هنر « 9 » سلامت دو جهانى « 10 » اندر هنرش بيابى « 10 » و سرمايهء همه نيكيها « 11 » اندر دانش و ادب نفس و تواضع و پارسايى و راستگويى و پاك دينى و پاك شلوارى و بىآزارى و بردبارى و شرمگنىشناس اما بحديث شرمگنى اگر چه گفتهاند : « الحياء من الايمان » بسيار جاى بود كه حيا « 12 » بر مرد « 13 » و بال بود . و چنان شرمگن مباش كه از شرمگنى در مهمات خويش تقصير كنى و خلل در كار تو آيد « 14 » كه بسيار جاى بود كه بىشرمى بايد كرد « 15 » تا غرض حاصل شود . شرم از فحش و ناجوانمردى و ناحفاظى و دروغ زنى دار ، از گفتار و كردار باصلاح شرم مدار كه بسيار مردم بود كه از شرمگنى از غرضهاى خويش
--> ( 1 ) - ل افزوده : و ( 2 - 2 ) ، ل : تو بر همسران خويش بلند همتى بود ( 3 ) - ل و ن و ب و پ : فرومايگى ، ظاهرا اين كلمه متناسبترست مگر آن كه در نسخهء اساس « بر » به « فرومايگان » اضافه شود ( 4 ) - نسخهء اصل : ستوده ، بقياس معنى و نسخهء ل و ن و ب اصلاح شد ؛ پ : بستوده ( 5 ) - ل : بر تو ( 6 ) - ل : با ستم ( 7 - 7 ) ، ل : تن مردمان را هم مطيع ( ن : خويش نتواند كردن ) نتواند كرد ( 8 ) - از نسخهء ل و ن و ب و پ افزوده شد ( 9 ) - ل افزوده : كوش و ( 10 - 10 ) ، ل : اندر هنر بين ؛ ن : يافتى كه سلامتى دو جهان اندر هنرست ؛ پ : در هنرست ( 11 ) - نسخهء اصل و ن : نيكها ؛ بقياس نسخهء ل و ب و پ و معنى جمله و شيوهء استعمال زمان كه « نيك » بمعنى مردم نيك را به « نيكان » جمع مىبستهاند ، اصلاح شد ( 12 ) - ل : شرمگنى ؛ ن : شرم ( 13 ) - ل و ن : مردم ( 14 ) - ل و ن : راه يابد ( 15 ) - ل و ن : كردن